nots:)

وبلاگ اصلی من به آدرس:danielnots.blogspot.com

nots:)

وبلاگ اصلی من به آدرس:danielnots.blogspot.com

lgbtqai&atheist&marxist femenist&blogger&poet&social activitist&law student
پیج های من در صفحات مجازی:
danielnots.blogspot.com:سایت شخصی من


facebook.com/danielparsadani

facebook.com/danieldlsm

instagram.com/danieldlsm

instagram.com/lgbtqai_plus_pride

telegram.me/farhangsazijeni

instagram.com/farhangsazijeni

facebook.com/farhangsazijensi

line id:dlsm9

instagram.com/socialistalternative

telegram.me/socialistL

tweet: @danieldlsm

tweet: @zhaninparsa

تبلیغات
Blog.ir بلاگ، رسانه متخصصین و اهل قلم، استفاده آسان از امکانات وبلاگ نویسی حرفه‌ای، در محیطی نوین، امن و پایدار bayanbox.ir صندوق بیان - تجربه‌ای متفاوت در نشر و نگهداری فایل‌ها، ۳ گیگا بایت فضای پیشرفته رایگان Bayan.ir - بیان، پیشرو در فناوری‌های فضای مجازی ایران
طبقه بندی موضوعی
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
  • ۵ فروردين ۹۶، ۲۰:۲۴ - سیّد محمّد جعاوله
    جالب بود.
  • ۲۵ بهمن ۹۵، ۱۱:۱۵ - سیّد محمّد جعاوله
    خوب بود
نویسندگان

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شاعر جوان» ثبت شده است

آسمان امشب 

عجب اه میکشد

عجب زجه میزند

اسمان چرا دلت گرفته است؟

مهتابت را کدام نامهربان خاموش کرده؟

قلمم در دست میگرید 

دفترم سیاه شده است 

چه حیایی دارد این دفتر

چه شعر دلسوخته ای میشود این نیمه شب

چه شب تنهاییست 

دل شب شکسته است

شب خیلی وقتست بغض میکند و شاعر میشود

شب خیلی وقتست سکوت کرده

همچون دل بیچاره ی این دختر

آه...


#ژانین 


@dialecticall

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ بهمن ۹۵ ، ۱۱:۲۴
daniel dlsm

میدانم 

یک شب در میان سکوت وحشی که وجود مرا می مکد

تو از میان مه آلود  ترین لحظات 

می آیی...

میدانم گل سرخی به دست داری و مرا به عطرش میهمان میکنی

میدانم لب هایت خشک اند

و لب هایت را به لبهایم هدیه میدهی

آه...

عشق من بگو؟

چرا شب انقدر سیاه است؟

چرا بغض قلبم دارد میترکد از حسرت چشمت؟

چرا ستاره ای از آن دل خسته من نیست؟

اری من دلتنگم

من دلتنگ دلم هستم 

من دلتنگ دل رسوای بیچاره ای هستم که اشک دخترکی شبها ابش میداد

من دلتنگ شعری هستم که دیر وقتی از قلب پاکی سرازیر میشد

آه...

براستی این شب تا به کی ادامه دارد؟


#ژانین 


@dialecticall

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۰۵
daniel dlsm

شقایق بیچاره

شقایق تنها

آه شقایقم عاشق بود

گونه هایش سرخ 

برگ هایش خیس 

اه شقایقم شبها میگرید

قلب من اتش 

قلب من سرد است 

اه قلب من خودکشی کرد دیشب

جاده ی نمناک 

جاده خاطره های خیس

آه جاده اوار میشود از درد

اسمان بیچاره 

آسمان تنها

آسمان بغض کرده بود دیشب

ای همه پوچی 

ای همه سیاه

آه ای شقایق گریانم

آه...


#ژانین 


@dialecticall

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۵ بهمن ۹۵ ، ۰۸:۴۹
daniel dlsm

نگاه کن 

نگاه کن که به یک خاطره میمانم 

یک خاطره که رفتنیست همچون شب

که رفتنیست همچون تاریکی 

همچون لحظات پوچ مداوم و تکراری

نگاه کن 

ببین که انعکاس میابم بین قطرات باران 

همچون نور 

همچون باد

ببین که معنای رها شدن میان اشفته ترین مرز زمانم!

 همچون خواب


من دستانم یخ زده 

دختری سفید پوش و یخ زده میان یک هستی رازآلود 

میان یک تصور ساکت


#ژانین 

@dialecticall


Absurdistwriter.blogspot.com

Danielnots.wordpress.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۱:۰۲
daniel dlsm

#نیمه_شب_نامه

_امشب دوم 

سوم فوریه 2017


نمیدانم ساعت چند است.اهمیتی ندارد ارزشش راهم ندارد بروم نگاه کنم ترجیه میدهم فعلا بنویسم.اما نمیدانم چه بنویسم؟دستانم خشک میشوند.تنها میدانم یک حس غریب مرا وادار به نوشتن میکند یک حس غریب دوست داشتنی که دوای درد مرا میداند.چه شب جالبیست امشب!برف می بارد و همه جا سفیدپوش است من در اتاقم نشستم و به افقی از تنهایی خود خیره میشوم.امشب چقدر دیوانه وار متوجه تنهاییم شدم و چقدر وحشیانه از هرطرف هجوم می آورد تا مرا ببلعد.اما من با خود عهدی بستم عهد بستم بجای فرار از تنهاییم آن را با تمام وجود درک کنم،در آغوش بکشم و شاید با هم آوازی بخوانیم.شاید دوست خوبی باشد حداقل برای آواز خواندن.برای شعر خواندن ان هم شعرهایی که در اوج نا امیدی قدرت پرواز میدهد و باعالمی از خیالات زیبا در آسمان رهایت میکند.

من امشب تنهایم.امشب از آن شب هایی است که تنهایی از هر طرف میبارد و من با تمام وجود آنرا حس میکنم و میفهمم.بیایید یک بازی راه بیندازیم. اسمش این است:اعتراف کنیم!من شروم میکنم.من اعتراف میکنم امشب چشمانم خشک شده است و اشکی ندارد حال انکه همه چیز دست به دست هم داده تا دلم ساعت ها بگرید و بگرید تنها بگرید...

من اعتراف میکنم امشب دلم تنگ شده است.دلم تنگ نوازش ها شده است.دلم تنگ دوستت دارم هاشده است.دلم تنگ عشق شده است و یک خاطره.یک خاطره که با تمام وجود دوستش داشتم...شاید هنوز هم دوستش دارم شاید هنوز هم مثل دیشب که کتاب های دبیرستانیم را نگاه میکردم؛دلم برایش یک ذره میشود دلم میخواهد کاش بود.کاش بود و دوباره به آغوشش پناه میبردم.کاش بود و دوباره برایم شعر میخواند.شعر هایی از فروغ و غادهالثمان میخواند شعر هایی از شاملو میخواند و وقتی میرسید که بگوید عشق خود فرداست،عشق خود همه چیز است؛محکم تر درآغوشم میگرفت و می بوسیدم و بغض میکرد...اری دلم از آن شبهایی میخواهد که تنها نبودم و از تنهایی نمی ترسیدم.

اعتراف میکنم که امشب دلم گریه میخواهد ازان گریه هایی که رنگ و بوی بی کسی میدهد.رنگ و بوی تنهایی و بی همدردی میدهد.رنگ و بوی حسرت میدهد...حسرت روز ها و شبهایی که دیگر نیستند و فقط حسرتشان در دلم مانده!

اعتراف میکنم امشب دلم میخواست باشی دلم میخواست حداقل یک نفر بود تا برایم قصه میگفت.اعتراف میکنم میخواهم همچون یک بچه خردسال بشوم و در آغوشت گریه کنم انقدر گریه کنم تا در دلم هیچ نماند و کاغذ سفید دلم را دوباره رطور که خواستی تصویر بکشی!اعتراف میکنم دلم میخواهد کاش امشب زودتر تمام شود همین.وقتی تو نیستی کاش تمام شود این درد که تمام وجودم را می بلعد.کاش یک نفر تنها یک نفر این درد را میفهمید...این درد دارد مرا ذره ذره میخورد...

 

#ژانین 


@dialecticall

@anchemanmikhanam 


وبلاگ های من:

Danielnots.wordpress.com

Danielnots.blogspot.com

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۴ بهمن ۹۵ ، ۰۰:۱۸
daniel dlsm
درود:)
همون طور که گفتم نمیدونم چی بنویسم:\
امشب که خیلی خستم یعنی اغلب اوقات همینم 
چون تا شب بیرونم 
و مطمئنن خیلی خسته
اما امشب دچار یک درد بزرگ شدم 
آره ساعت 2شب مطمئنا بی خوابیه دیگه چیزی نمیمونه
واقعا ذهنم درگیره درگیر همه چیز
افراد کمی هستن که مثل من درگیر باشن 
نمیدونم شایدم هستن اما به روشون نمیارن 
من که واقعا درگیر تمام مسائل روزانه هستم 
سیاست،اجتماع،آینده شخصی وووو
نمیدونم خوبه یا بد اما احساس می کنم اینکه من بادیدن یک تصویر از کودک گرسنه ی آفریقایی خوابم نمیبره 
اما خب خیلی ها هستند  که واقعا براشون مهم نیست و روزانه چندین بار این عکسارو میبینن اما چیزی نمیشه:/
خب من اینو خیلی خوب میدونم خیلی خوب
گاهی ازین شعارا هم میدم که مثلا هرکس اینجوری نباشه اصلا انسان نیست واین چیزا
اما خب واقعیت این نیست 
شایدم باشه 
اگر باشه خب مطمئنا واقعیت تلخیه 
چون منو که اززندگی انداخته 
و نمیدونم آخرش چی میشه!!!!
مثل اینکه ژلوفن کارساز شد خوابم میاد برم بخوابم خب مطمئن باشید آخر هفته با نوشته هام میام
اگر وقتم آزاد بشه شایدم زود تر به هر حال فعلا :P
۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۷ فروردين ۹۵ ، ۰۲:۴۵
daniel dlsm